۷ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۸ ثبت شده است

وقتی به این فکر میکنم که قراره یه مدت دیگه بیام آرشیو رو ببینم و بزنم روی "خرداد 98"ذوق میکنم،اصلا فکر کردن به بعدِ خرداد لذت بخشه،نه؟
برخلاف چیزی که همه میگن از تایمی که میرم سرکار بهتر به کارام میرسم و زندگیم جم و جور شده.
چندشب پیش دوسه فصل از کتاب"خودت باش دختر(صورتت رو بشور دختر)"خوندم به نظر کمک کننده س فقط زمانی که یادم میاد این کتاب رو ف.ح بهم هدیه داده بهم میریزم و عصبی میشم.
فکر کنین سرکار برید و درس بخونین و کتاب هم بخونین و فیلم هم ببینید!در عین بی برنامه بودن با برنامه جلو رفتن.
خفن و غیر قابل پیشبینی.
+امشب یا هر شب یا حتی هر روز دیگه ای سیب زمینی سرخ کنید و آویشن بریزین روش و یاد من بیوفتید لطفا!
tahi :D
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
tahi :D
فکر کنین خیلی اتفاقی بدون قصد قبلی کتاب بخرین،"کاش کسی جایی منتظرم باشد"رفته بودم ملاقات مادر بزرگم که از نمایشگاه کتاب بیمارستان خریدم.
"جنس ضعیف"به نیت هدیه دادن به ف.ح گرفتم که خب فکر کنم دیگه قرار نیست هدیه ش کنم.
"خودت را به فنا نده"خیلی اتفاقی بابا خواست از دیجی کالا تلفنش رو بخره و من یهویی توی لیست کتابا دیدمش و اضافه کردمش به سبد خرید.
حس خوبی دارم،این کتابا رو توی بازه زمانی مختلف خریدم و امروز حوصلم گذاشت و اومدم و نوشتم.
دوست دارم اکتیو تر باشم تلاشم رو میکنم،باید یه برنامه بریزم و مشخص کنم که کی میتونم کتاب خوندن استارت بزنم.
دیشب تولد ع.پ بهش تبریک گفتم :) چه زود بزرگ شدیما.
تابستون نزدیکه چه برنامه ای براش دارید؟بیاید باهم حرف بزنیم.
tahi :D
قید خیلی چیزارو زدم بلکه خدا خودش ناراحت شه بگه بیا بغلم کوچولو چیا دوست داری بهت بدم خببب D:
بیاین حرف بزنین دلم تنگ شده.
tahi :D

اینقده از پستای اخیرم زدم که نمیدونم ایا میشه جبرانشون کرد یا نه از قرارام و حرفام با ا.م و اتفاقایی که افتاده و بیدار شدن از خواب غفلت،از ف.ح خیلی دلخورم خیلی خیلی خیلی،وقتی به کاراش فکر کردم غمم گرفت دلم شکست،من اشتباه های زیادی توی انتخاب دوست کردم.یه چندتا کتاب خریدم بعدا براتون میگم.

نمیخوام بگم چیشده و چرا دارم این حرفارو میزنم،دیدین امسال هم نتونستم برم نمایشگاه کتاب تهران؟،دنبال کارم،نمیخوام بشینم تو خونه و الکی الکی وقتم تلف شه،فلانی منو ندید و حتی دوستمم نخواست به خاطر منم که شده و احترام به من و ارزش هام ارتباطش رو به کلی با فلانی قطع کنه.

تبدیل شدم به یه ادم عجیب تر از قبل اما خودمو دوست دارم،من همینم که هست،فلانی؟دلت برام تنگ نشده و نمیشه و من اینارو میدونم،اما بدون خیلی بدی کردی به من این نادیده گرفتنه حقیقتا ادم رو میکشه،نکشتی منو ولی خودت میدونی چقدر از احساساتم حرومت شد.

این قطع رابطه منو عذاب داد عذاب واقعی.

میبینید چقدر چیدم از حرفام؟برام دعا کنید.

tahi :D