۲ مطلب در تیر ۱۳۹۸ ثبت شده است

تو که رفتی پی تاب و تپش رود ، برو
به قدم های اسیر لجنم فکر نکن
من 
به دستان خودم 
گورِ خودم 
را کندم
به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن :))
" من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن "
و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن
گرچه 
رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان
به سر و صورت و دست و دهنم 
فکر نکن
تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز
 " هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن :)) "
بخت نامـرد 
بزن ! 
بد به دلت راه نده 
به غم انگیزی فرزند و زنم فکر نکن
نفسی تازه کن و 
اره بکش ! 
شاخه بریز !
به غم جوجه کلاغی که منم فکر نکن
شک نکن 
بی من از این ورطه گذر خواهی کرد ..
به نشانی که 
نماند از بدنم فکر نکن
من که از 
منطق و دستور حقیقت گفتم 
به مضامین مجازی تنم 
فکر نکن
باز با این همه هر وقت غمی شیهه کشید ؛
من همین نبش چنار و چمنم 
فکر نکن ...
#علیرضا_آذر
tahi :D

انقده اتفاقای جورواجور افتاده من نمیدونم اصلا چی بگم!شاید یه روزی سر فرصت بشینم اساسی بنویسم یه رمز گنده هم بذارم روی پست که مبادا ابرو و شرفم با خاک یکی شه :))))

ا.م و کلی ماجرای دیگه.

اومدم فقط بنویسم پیرتر شدم دیدین؟هجده سالگی جذابه؟فکر نمیکنم.

tahi :D