۷ مطلب در فروردين ۱۳۹۸ ثبت شده است

اون ماسک شبی که خوشم میومد از بافتش رو خریدم دیروز ظهر پست اورد در خونه،دیشب یه مقدارش رو زدم به صورتم و دراز کشیدم که بخوابم شاید باورتون نشه اما تا ساعتای 3 خوابم نبرد و هی وول خوردم توی پتوم تا اخرش تسلیم شدم و بلند شدم رفتم توی اشپزخونه صورتم شستم،ماسک چسبناکی بود یکم از لپم گرفت روی بالشت،نمیدونم چرا ماسکِ بیخوابم کرد و مدام فکرای عجیب غریب از توی سرم رد میشد فکر حرفایی که ا.م بهم زده بود،توی اتاق بغلی مامانم راحت خوابیده بود و ماسک هم روی صورتش.
وقتی صورتم شستم کم کم خوابم برد،خواب دیدم که روی هوام توی خونه روی هوام و اینگاری پرواز میکردم اختیاری از خودم نداشتم و توی خواب پیش خودم گفتم فکر کنم مُردی دیدی هی میگفتی کاش بمیرم کاش تموم شه زندگی؟دیدی تموم شد حالا یه روحی،سردرگم بودم و اینگار یه چیزایی منو اینور و اونور میکشیدن.
فکر کنم تا خوده صبح همین خوابو دیدم بس که کش دار و طولانی به نظر میومد،یه ماسک کوفتی منو از خواب و هنرستان و همه چی انداخت.
tahi :D
بدتون نمیومده از زندگی؟شما چقده قوی این!من خودمم نمیدونم دارم چه غلطی میکنم اصلا چمه چی میخوام چرا اینطوری ام میخواین بگم مثلا توی یه روزم چیکار میکنم؟کاش حوصله داشتم واستون الگوریتمشو میکشیدم.
اگر روز تعطیل باشه که یا خیلی میخوابم یا نمیذارن خیلی بخوابم و خب کل روز رو یا روی مبل دو نفره میشینم و میخوابم و تلفن به دست چت میکنم و وول میخورم توی اپلیکیشن ها و غر میزنم و اگرم حالم خوب باشه شاید یه غذایی هم درست کنم این روزا به علت کاروبارای هنرستان به جز کتابای درسی دست به هیچ کتابی نگرفتم درس نمیخونم خستم فشارش رومه ولی نمیخونم شاید مثلا یه نگاه گذرا روی کتاب بندازم که مغزم دست از سرم برداره عذاب وجدانم کم شه،اگر بشه و بتونم میرم بیرون یا خیلی راه میرم یا خیلی خسته میشم یا هرچی بیرون که میرم بهترم ولی باز که برمیگردم همون احساسای قبلی رو دارم،نه میخوام برم تو رابطه نه نمیخوام برم تو رابطه چه مرگمه؟؟؟چمه اخه چمه این ادا اصولا واسه چیه من؟من چه مرگته خب عوضی نباش داری زندگیتو با دست خودت تباه میکنی به واشنا قسم داره حالم ازت بهم میخوره من،من من من دست بکش از کارای اینطوریت دست بکش دختر خوب اره دست بکش.
من هنوز به دعا اعتقاد دارم،دعا میکنم حال دلم خوب باشه و حال دلت خوب باشه دیروز به ف.ح گفتم اگر یه روز تونستی واسه اکست ارزوی خوشبختی کنی اونم از ته دل یعنی بخشیدیش و کینه ای تو دلت نیست،دارم واست ارزوی حال خوب میکنم نمیبینی؟کاش میدیدی کاش میگفتی که دیدی کاش اون دهن بی صاحاب مونده رو باز میکردی اخه چرا اینقد با من سگی تا کردی،میدونم تقصیر خودمه اگر صدبارم بگم ببخشید کمه هم به تو هم به خودم کاش خودم میتونستم خودمو ببخشم چرا من اینقد بچم چرا.
بهم کتاب معرفی کنید راجب خودشناسی و ... هرچیزی که توی این اوضاع بدردم بخوره.
tahi :D
سلام وقت بخیر امروز باهم همراه هستیم تا به شما اموزش بدیم که اگر باد لنز طبی شمارو با خودش برد چیکار کنید!
در مرحله ی اول خیلی سریع سعی کنید دست تون رو از هرنوع الودگی پاک کنید اگر مایع لنز نزدیک تون بود با اون انگشتاتون رو تمیز کنید اگر نبود با اب کافیه!
سپس به خاک اطراف تون دقت کنید و نوع خاک رو تشخیص بدید،بعد کافیه چند مشت از خاک رو بردارید و بریزید رو سرتون که اینقدر بدبخت و بی شانسید لنزتون باد برده.
tahi :D

میدونی دلتنگ چیم غیر از تو؟دلتنگ دوران قبل از تو،چیکار کردی با من؟.

tahi :D
هی میخواستم بیام و اونچه این مدت به حالم گذشته رو بنویسم دست و دلم نمیرفت.
دلتنگی کجاس؟پیش من.
میخوام کوتاه بنویسم کوتاه و مختصر،اما همونم نمیتونم.
 م.آ و ا.م،"متری شیش و نیم" و "چهار انگشت".
تعطیلات تموم شد و تباه.
دروغ اول اپریل چیه؟چی میشد به بهونه ی همون میومدی بگی دوسم داری و مسخرم کنی.
tahi :D