۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

ما به آدم هایی محتاج هستیم که به آینده ی فرزندانشان فکر کنند؛نه به گذشته پدرهایشان! 

 #محمود_دولت_آبادی 

tahi :D

میخواست بهم نگاه کنه اما هی سر چرخوندم بعد یه عالمه تحمل در کتاب باز کردم شروع کردم به خوندن!

متوجه شدم که خیره شده و از فرصت بی توجه ایه من سو استفاده کرده!توی یک آن سرم آوردم بالا و چشام چشمای پر استرسش رو دید!

تعجب کردم!اون دیگه چرا استرس داره!من تازه اومدم واسه ی کار اونوقت اون استرس داره؟!

((اون روز گذشت))

توی چند لحظه کوتاه زمزمه کرد نمیدونم چرا اینقد خوبی!

خندم گرفت اولش شک داشتم که شاید خیالاتی شدم!اما بعد چند دقیقه شکم کاملا بر طرف شد!خیره شد بهم از کنار میز بعد اروم اروم اومد سمتم قلبم سوخت!فهمید که داره زیاده روی میکنه توی نگاهش سرش انداخت پایین و به طرف در خروجی دوید!

وقتی رفت یه نفس عمیق کشیدم

چرا اینقدر عجیب بود!

[ادامه دارد]

tahi :D