5_11

داشتم با پشمک حرف میزدم،بهم گفت تو که خیلی مهربونی تو که خیلی قشنگی گوگولی ای،هنوز داشت میگفت بهش گفتم پشمک میخوای گولم بزنی چی میخوای بگی،گفت تو دست منو همیشه رو میکنی گفتم هاهاها گفت ببین داری این مدت خودتو خر میکنی گفتم پشمک درست حرف بزن باتوام قهر میکنما گفت خب قهر کنی تنهاتر میشی که گفتم فاک پشمک توام دیگه یاد گرفتی گفت خب من که خودتم خب خودت که میدونی تنهای گفتم پشمک بس کن گفت ببین این همه کینه مینه ای نباش تقی به توقی میخوره قهرجون میکنی گفتم پشمک من لوس و نازنازی نیستم فقط یکم زود ناناحن میشم گفت شوگولی شلولولویی زودناناحن میشی بشو ولی قهر جون نکن گفتم پشمک چیکار کنم تو راه راستو بم نشون بده گفت وقتی ناناحن میشی فقط ناناحن شو قهر جون نکن گفتم پشمک این حرفت تکراریه همین الان گفتی گفت خب چیکار کنم فقط همین حرفو دارم بزنم گفتم پشمک همش تقصیر منه؟گفت نه دیگه من توام،من نمیام بگم همش تقصیر توعه ولی خب چون من خیلی عادل و مهربون و چمیدونم خیلی پشمک خوبی هستم نصفا نصف،تقصیر تو و تقصیر اونام هست بیشتر تقصیراوناس اصلا😌

گفتم عهههه پشمکککک 😮 مهربون تر شدی این روزا

گفت توام تنها تر شدی این روزا

بعد دیگه هیچی پشمک بغل کردم و زدم زیر گریه و پشمک گفت بابا شکرم کردی گفتم پشمک چیکار کنم یه راهی پیش روم بذار گفت برو بهشون پیام بده بگو درسته که خیلی ادمای بداخلاق بدجنسی هستین ولی من نمیدونم چرا دلم براتون تنگ میشه بهشون بگو پشمک گفت فک میکنین تا اخر عمر اینقد لاکچری و عامه پسند میمونین که یه نفر دلش براتون تنگ شه؟نه کور خوندین تا وقتی کسی بهتون بها میده بها رو بگیرین چون دلار گرون شده.

برچسب ها : ماجراهای منو پشمک
tahi :D
موضوع : توییت ~/