6_3

چشمای خسته و سردرد و یه عالم سیستم به هم ریخته که باید اصلاح بشن

ژینو برای بار اخر فامیلم رو صدا زد و من برای بار اخر دستم رو به نشانه"جانم،صبر کن الان میام"بالا آوردم.

پریسا طراح لباسه وارد سایت شد و هی چشماشو درشت میکرد،کنار صندلیم متوقف شد؛

یه تیکه از مغزم منتظر بود سوالی از طرف اون پرسیده بشه و جواب محاسبه کنه و بگه 

و تیکه ی دیگه ای مشغول ترسیم نقشه ساختمان بغلی بود

پریسا دقیقا طبق محاسبه ژینو 2/5 ساعت اونجا ایستاده بود و خیره خیره به کشیدن نقشه ی من نگاه میکرد

و در اخر اروم در حالی که داشت میرفت بیرون گفت: بارداری(حاملگی)از اتوکد کار کردن راحت تره.

برچسب ها : اتوکد بارداری مقایسه
tahi :D
موضوع : گِله مند*-*