2_3
همیشه واسه شروع پست دادن مشکل داشتم 
مثلا میدونستم وسطش چی باید تایپ کنم یا اخرش اما اولش رو نه.
دیشب به اصرار های زیاد مادر مجبور شدم برم و توی مراسم هایی که اقوامش تدارک دیده بودن شرکت کنم
اونجا اونقدر زمان زیادی برای گریه کردن و ضجه زدن به مردم داده بودن که تونستم حدود 50 صفحه باقی مونده از کتاب "شیطان و دوشیزه پریم" رو بخونم.
کتاب خوبی بود و طبق معمول نتونستم عکس خوبی هنگام مطالعه ازش بگیرم
تنها بودن این مشکلات رو هم داره
نه یه همجنسِ همخونِ همخونهِ و همدل دارم نه یه همجنسِ همدل که همخونُ و همخونه نباشه
البته باز یه جنس مخالفِ همخونه و همدل که همخون نباشه هم ندارم
کلا تنهایی رو تجسم کنید تنها بودن نه از لحاظ جغرافیای زیست و اقلیم بلکه از لحاظ جغرافیای قلبی و روحی...
برچسب ها : Paulo Coelho The Devil and Miss Prym Xaniar Khosravi - Boghz تنهایی شیطان و دوشیزه پریم پائولو کوئلیو
tahi :D

نظرات (۵)

کوچه دوازدهم
همدل و هم خونه ...
پاسخ:
همدل و هم خونه ...
عکس خوب در حال خوندن؟

پاسخ:
اره
میدونی منظورم چیه؟!
اره میدونم.
هیچی ولش کن:))
پاسخ:
چرا؟...
یبار که اعصابم داغون بود گفتم:نصف مشکلات زندگیم ازینه که کسی رو تو زندگیم ندارم
و جواب شنیدم:ما هم که داریم کاری واسمون نکردن

از دور همه چی میتونه قشنگ باشه.باید از نزدیکم نگاش کرد خب
پاسخ:
حق با توعه...*-*
تنهایی و این چیزا رو چه کنیم
پاسخ:
:(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">